
ز حسن روی تو دیده روشن شد
ز مهر تابان روی تو لبها چه خندان شد
ز روشنی دلت پر ز شور می شود این همه دل
ز حس خوش قریبانه ات نازنین ای غریبانه ی دل
کنون تو هستی در کنار تمام این دلهای غریب
که می تپند برای با هم بودن و مهر و تابیدن تمامی عشق
بیا بمانیم دست در دست هم زنجیر در زنجیر
بیا که ماندن توست تمام ِ زندگانی و عشق
شعراز"ستاره"
برای "ژیلا"
تقدیم به ژیلای راسخ عزیزم که در غربت جام عشق را چنان می نوشد که او را قریب تر از هر قریبی می بینیم و پر می شویم از عطر دل انگیز عشق و زیستن و بودن و ماندن و ادامه داشتن
تولد تابنده ات مبارک عزیز مهربون
کریسمسو خیلی خیلی دوست دارم
چون برام تجسمیست از پاکی و سپیدی برف
برفهایی به زیبایی ستاره های اسمان
به سبزی درختان زیبا و اذیین بسته ی کاج
کاج های کوچک و بزرگ
انرا دوست دارم چون کودکان را شاد و زیبا می بینم در حال برف بازی و پایکوبی
و جوانان را هم با لبخندهای از ته دل گرداگرد هم
خیابانهایش را هم که در واپسین ساعات تحویل سال ، نور بارونه خیلی دوست دارم
خیلی دوست دارم شعف مردمان را در سالی جدید
پیر زن ها و پیر مردهایش را با روحیه ای شاد و جوان ، دست در دست هم قدم زنان
نوری که از اطراف متساعد می شه به داخل خیابان عابران را به وجد میاره
نورافشانی و چراغانی ها و زلالیش و بی شیله پیله بودن مردمانی که همگی در کنار هم از هر قشر به هم لبخند می زنندو دوست دارم
خلاصه کریسمستون مبارک مسیحیان نازنین وطنم
در خارج یا در داخل ایران عزیزم
